وبلاگ جديدم   

اسباب كشي كردم، آدرس وبلاگ جديدم اينه:

http://lithic-studies.blogfa.com

لینک
چهارشنبه ۱٩ دی ،۱۳۸٦ - مژگان

   اخبار جديد   

لینک این خبر رو آقای فریدون بیگلری برام فرستادن که از این بابت ازشون ممنونم. این خبر درباره مطالعه کهن‌ترین بقایای سالیابی‌ شده انسان در ایرانه:

http://www.chtn.ir/newsShow.aspx?ID=24468

لینک
جمعه ۱٤ دی ،۱۳۸٦ - مژگان

   يه چيزی تو مايه‌های ديرين‌آب‌و‌هوا‌شناسی   

در زمینه دیرین‌آب‌وهوا‌شناسی در ایران، اولين اسم آشنا، درياچه زريبار است و مطالعات رسوب‌شناسي (گرده‌شناسي) وان زيست (VanZeist &Wright, 1963). اما اين مطالعات تنها محدود به منطقه خاصي از زاگرس است و نمي‌تواند پاسخگوي تمامي سوالاتي باشد كه در اين زمينه وجود دارد.

در مقياس زماني و مكاني بزرگتر تنوع شرايط مختلف و كمبود مطالعات باعث شده تصوير كلي ديرين‌زيست‌محيط ايران، تصويري گُنگ باشد كه با توجه به اينكه اغلب مطالعاتي را كه در اروپا و مناطق غربي‌تر آسيا (مثل شرق مديترانه) صورت گرفته، بر ايران منطبق مي‌كنند، اين امر چندان عجيب نيست.

به طور كلي از حدود ۸۰/۱۰۰ هزار سال قبل تا شروع هولوسين (در ۱۲۵۰۰ سال قبل) را دوره يخبندان‌ها مي‌دانند كه منطبق با پايان پليستوسين است. در اين دوره طولاني ۲ دوره ميان‌يخبنداني داريم كه اولي حدود ۸۰ تا ۸۲ هزار سال قبل و دومي ۵۶ تا ۴۲ هزار سال قبل رخ داده است (Smith, 1986: 13 - 18). وضعيت آخرين عصر يخبندان به نسبت هولوسين بسيار خشك و سرد بوده است (Richerson et al., 2001).

به طور كلي درباره وضعيت آب و هوايي از حدود ۱۴۵۰۰ سال قبل به بعد با اطمينان بيشتري مي‌توان صحبت نمود. از اين زمان دو دوره آب و هوايي شاخص وجود دارد كه درباره آنها نوشتارهاي فراواني وجود دارد:

۱. Allerod-Bolling: ويژگي اين دوره گرم و مرطوب بودن آن است. تاريخ اين دوره را ۱۴۵۰۰ تا ۱۲۹۰۰ سال قبل دانسته اند (Richerson et al., 2001) در لوانت اين دوره تا ۱۱۰۰۰ سال قبل ادامه يافته و همراه با بارندگي فراوان بوده است (Bar-Yosef, 1998: 161). در ايران اين دوره بر اساس مطالعات درياچه زريبار از ۱۵۷۰۰ تا ۱۳۵۰۰ سال قبل ادامه يافته است (Wright & Thrope, 2005: 54).

۲. درياس جوان (Younger Dryas): ويژگي اين دوره كه مختص كره شمالي زمين است (Richerson et al., 2001) سرد و خشك بودن آن است. آغاز و پايان اين دوره در تمامي مناطق همزمان نيست. اغلب اين دوره را از ۱۲۹۰۰ تا ۱۱۶۰۰ سال قبل مي‌دانند (Bar-Yosef, 2002: 379)، اما بر اساس مطالعات جديدتر اين دوره در آناطولي بر اساس مطالعات درياچه وان ۱۱۶۰۰ تا ۱۰۵۰۰ سال قبل و در ايران بر اساس درياچه زريبار ۱۳۵۰۰ تا ۱۲۰۰۰ سال قبل بوده است (Wright & Thrope, 2005: 58). برخلاف آنچه انتظار مي‌رود كشت گياهان دقيقاً در همين دوره سرد و خشك آغاز شده است.

در لوانت در همين دوران، حدود ۱۳۰۰۰ تا ۱۲۸۰۰ سال قبل ناتوفيان كه نام فرهنگ اولين مردم كشاورز لوانت است آغاز مي‌شود (Bar-Yosef, 1998: 159). در ايران هم در منطقه زاگرس اين دوره تقريباً همزمان با اواخر فراپارينه سنگي است كه البته آغاز كشت گياهان هنوز در آن ثابت نشده، اما با اطمينان مي‌توان گفت كه تغيير رژيم غذايي انسان‌ها را در اين دوره شاهد هستيم. بر اساس مطالعات لروي گورهان اين دوره در سايت زارزي بر اساس بقاياي گياهي نشانگر استپ به كل خشك در اين منطقه است (Wahida, 1981: 29 - 30).

پس از درياس جوان در اكثر مناطق دوران نوسنگي آغاز مي‌شود (در اروپا پس از اين دوره، دوران ‌Boreal آغاز مي‌شود).

در اين نوشتار از منابع زير استفاده شده است:

Bar-Yosef, O., 1998, "The Natufian in the Levant, Threshold to the Origins of Agriculture", Evolutionary Anthropology: Issue, News and Reviews, Vol. 6. Issue 5, pp. 159 - 177

Bar-Yosef, O., 2002, "The Upper Palaeolithic revolution", Annual Review of Anthropolog (31): 363 - 393

Richerson, Peter J.; Robert Boyd & Robert L. Bettinger, 2001, "Was Agriculture Impossible During Pleistocene? A Climate Change Hypothesis", American Antiquity, Vol. 66

Smith, Philip E. L. 1986, "Palaeolithic Archaeology in Iran", Philadelphia: The Univerisity Museum, University of Pennsylvania     

 Van Zeist, Willem & H. E. Wright, Jr., 1963, "Preliminary Pollen Studies at Lake Zeribar, Zagros Mountains, Southwestern Iran", Science, 140: 65 - 69

Wahida, Ghanim, 1981, "The Re-excavation of Zarzi, 1971", Proceedings of the Prehistoric Society, 47, pp. 19 - 40

Wright, H. E. Jr. & Joanna L. Thrope, 2005, "Climate Change and the Origin of Agriculture in the Near East", in Global Change in the Holocene, edited by A. Mackay, R. Batlarbee, John Birks, F. Oldfield, Now York: Oxford University Press, pp. 49 - 62

 

لینک
سه‌شنبه ٦ آذر ،۱۳۸٦ - مژگان

   زمان زاينده قدس است   

«انسان از آنچه همگانی است، ساخته مي شود،

و رسوم پرستاران اويند،

پس واي بر آنان كه بر ساز و برگ خانه كهن خود

- اين ميراث گرامي نياكان - دستي ناروا زنند!

زيرا زمان زاينده قدس است،

و هر چه سپيدي پيري پذيرد، مقدس گردد»

شيلر - شاعر آلماني

لینک
یکشنبه ۱۳ آبان ،۱۳۸٦ - مژگان

   برادوستی   

مطالب اين نوشته هم از منبع:

Smith, Philip E. L., 1986

“Palaeolithic Archaeology in Iran”, Philadelphia: The University Museum, University of Pennsylvania 

برداشت شده است. با وجود این که این منبع نسبتاْ قدیمی محسوب می شود، اما هنوز هم يكي از منابع معتبر عصر سنگ در ايران محسوب مي شود، اگرچه كشفيات جديد را در منابع جديدتر بايد جستجو نمود.

«برادوستي» (Baradostian) نام معروف ترين فرهنگ پارينه سنگي فوقاني ايران است كه حوزه آن محدود به منطقه غرب رشته كوه هاي زاگرس مي شود. با توجه به اينكه فرهنگ موستري كه فرهنگ پارينه سنگي ميانه محسوب مي شود و قديمي تري از برادوستي است، گستره وسيع تري دارد،‌ محدوديت حوزه فرهنگ برادوستي را مي توان به گونه اي محلي شدن نسبت داد. ويژگي هاي مجموعه سنگ ابزارهاي برادوستي عبارتند از:

۱.    فراواني تيغه ها (تيغه هاي كوچك) كه گاهي رتوش شده اند.

۲.    اسكنه هاي متنوع 

۳.    خراشنده روي تراشه 

۴.    تيغه هاي كنگره دار 

۵.    سرتير ارجنه يا font-yves

۶.    كلنگ،‌ ساطور، سنگ ساب 

به طور كلي برادوستي را در دو مرحله تعريف مي كنند:

الف) برادوستي قديم: از 40 هزار تا 32 هزار سال قبل

ب) برادوستي جديد: از 32 هزار تا 22 هزار سال قبل

از برادوستي قديم به جديد اندازه سنگ ابزارها كاهش و درصد ريزتيغه ها افزايش مي يابد.

محوطه هايي كه برادوستي در آنها مشاهده شده عبارتند از:

۱.    غار ارجنه در نزديكي خرم آباد لرستان؛ در اين محوطه هيچ وقفه اي ميان لايه هاي پارينه سنگي ميانه و جديد نيست. از اين محوطه و از شنيدار نمونه كربن 14 برداشت شده كه پايان برادوستي را 31 هزار سال قبل نشان داده است.

۴.    غار وارواسي نزديك كرمانشاه؛ در اين محوطه هيچ وقفه اي ميان لايه هاي پارينه سنگي  ميانه و جديد نيست. اين محوطه 1 متر انباشت برادوستي بين انباشت موستري و زارزي دارد. 

۳.    غار خر در كرمانشاه؛ در اين غار نيز هيچ وقفه اي ميان لايه هاي پارينه سنگي ميانه و جديد نيست. اين مسئله انتقال تدريجي موستري به برادوستي را تأييد مي كند. اين محوطه 1 متر انباشت برادوستي بين انباشت موستري و زارزي دارد. 

۴.    لايه C ‍‍شنيدار در شمال عراق؛‌ در لايه  اين محوطه نيز به فرهنگ برادوستي برخورد شده است. اين محوطه 1 متر انباشت برادوستي بين انباشت موستري و زارزي دارد.اين محوطه بين 28 تا 14 هزار سال قبل يعني زماني كه زاگرس به سردترين و خشك ترين درجه رسيده بود متروك شد. 

۵.    غار يافته در لرستان؛ برادوستي در اين محوطه به حدود 40 تا 30 هزار سال قبل برمي گردد. در اين دوره بز شكار غالب در غار يافته بوده و ساكنان آن از گل اُخرا (احتمالاً‌ براي تزئين بدن) و از سنگ هاي صيقل خورده و سوراخ شده استفاده مي كردند. 

۶.    احتمال وجود برادوستي در اشكفت قادي برم شو نزديك مهارلو در فارس مطرح شده است؛‌ همچنين در اشكفت گاوي نزديك رودخانه كُر گونه اي پارينه سنگي فوقاني تعريف نشده كشف شده است.

۷. پاسنگر؛ فرانك هول (Frank Hole) بر اساس تداومي كه در سنت ابزارسازي اين محوطه مشاهده كرده معتقد است صنعت زارزي (كه متعلق به دوران فراپارينه سنگي است و پس از برادوستي قرار مي گيرد)، حدود ۲۲ هزار سال قبل از برادوستي رشد كرده است.

 

لینک
سه‌شنبه ۸ آبان ،۱۳۸٦ - مژگان

   غار كمربند   

در سال ۱۹۴۹ میلادی برابر با ۱۳۲۸ شمسی هئیتی به سرپرستی کارلتون کوون (Carleton Coon) به ايران آمد كه در چهار محوطه عصر سنگ به كاوش پرداخت. اين چهار محوطه عبارت بود از غار بيستون در استان كرمانشاه، غار تمتمه در نزديكي شهر اروميه، خونيك در خراسان و كمربند در مازندران. نتايج اين كاوش ها در كتاب زير منتشر شد:

Coon, Carlton, S., 1951, "Cave Explorations in Iran", The University Museum, University of Pennsylvania, Philadelphia

غار كمربند يكي از معروف ترين محوطه هاي فاراپارينه سنگي در ايران محسوب مي شود. كارلتون كوون در گمانه اي كه در اين غار احداث نمود 30 لايه معرفي كرد كه لايه هاي 11 تا 27 آن فراپارينه سنگي محسوب مي شود (از لايه 11 تا 20 فراپارينه سنگي فوقاني، از لايه 21 تا 27 فراپارينه سنگي تحتاني)، لايه 2 تا 10 اين غار نيز مربوط به دوره نوسنگي بوده كه قطعات پراكنده سفال و استخوان حيوانات از آن به دست آمده بود.

فراپارينه سنگي تحتاني غار كمربند يك كارگاه فلينت بوده است. مخصوصاً در عقب غار فلينت ها به قدري توده شده بودند كه بين قطعات خاك كمي وجود داشت. ابزارسازان از گرهك فلينت استفاده مي كردند، وقتي كار تمام مي شد سنگ مادر را دور مي انداختند. اكثر سنگ مادرهايي كه از غار به دست آمده اند به همين ترتيب بوده اند.

در فراپارينه سنگي فوقاني برعكس است، تقريباً‌ سنگ مادر اصلاً نداريم. مطمئناً غار ديگر كارگاه ابزارسازي نبوده است، ابزارها را از بيرون به داخل مي آوردند. مردم در غار زندگي مي كرده اند و تعداد زيادي شاخ به دست آمده كه اكثراً متعلق به غزال است. نوك اين شاخ ها كُند شده و به خاطر استفاده زياد خراش برداشته است. تقريباً‌ به اندازه فلينت ها شاخ داريم. شايد به عنوان كلنگ استفاده مي شده اند و شبيه كلنگ هاي امروزي ايران هم هستند.

در حاليكه شاخ در فراپارينه سنگي فوقاني فراوان است، در نوسنگي فقط 5 شاخ داريم كه متعلق به بز است. در اين دوره دندان و فك داريم كه در فراپارينه سنگي فوقاني نادر بودند. بر اين اساس نتيجه مي گيريم كه مردم فراپارينه سنگي فوقاني جمجمه شكارشان را قبل از آنكه آنها را به درون غار بياورند مي شكسته اند و فقط شاخ را نگه مي داشته اند.

استخوان هاي سوخته در غار كمربند محدود به دو لايه فراپارينه سنگي هستند و در جايي كه اجاق بوده، نبود استخوان هاي سوخته در لايه نوسنگي احتمالاً نشان مي دهد كه آشپزخانه آنها به جايي خارج از غار منتقل شده بوده است.

استفاده از پرندگان در غار كمربند با توجه به تالاب هاي اطراف كه پرندگان در آن جمع مي شدند رواج داشته است. از اين غار بقاياي پرندگاني از خانواده هاي اردك و غاز، كركس و شاهين، بلدرچين، گنجشك و كلاغ و جغد به دست آمده است.

به طور كلي در غار كمربند:

1. در فراپارينه سنگي فوقاني مردمي كه در غار زندگي مي كردند شكارگر بودند، در جنگل و دشت شكار مي كردند. غذاي اصلي آنها غزال و گاو بود، همچنين بز و گوسفند. در اين زمان شروع به اهلي كردن بز كردند، به عنوان منبع گوشت و پوست.

2. در اوايل نوسنگي پيش از آنكه ساكنان كمربند به غلات، سفال، بافتني ها و استفاده از تبرهاي سنگي روي آورند، بز و گوسفند را براي كشتن نگهداري مي كردند.

3. پس از شروع نوسنگي و روي آوردن به غلات، سفال،‌ بافتني ها و استفاده از تبرهاي سنگي، شروع به استفاده از شير گوسفند و بز و پشم گوسفند كردند.

در لايه هاي 19 تا 21 كمربند (تحتاني ترين لايه هاي ميان سنگي فوقاني) تدفيني به دست آمده كه سه نفر در آن بودند.

غار كمربند امروزه تحت حفاظت پايگاه ميراث فرهنگي غارهاي مازندران است.

لینک
یکشنبه ٢٩ مهر ،۱۳۸٦ - مژگان

   باريوسف و پارينه سنگي فوقاني   

باریوسف مقاله ای با عنوان - انقلاب پارينه سنگي فوقاني - داره که ارجاعش اینه:

‌Bar Yosef, O. 2002, "The Upper Palaeolithic Revolution", Annual Review of Anthropology, vol. 31, pp. 363 - 393

توي اين مقاله باريوسف به يه سري از تغييراتي اشاره مي كنه كه توي دوره پارينه سنگي فوقاني اتفاق افتادن و پيش درآمد تغييرات دوره فراپارينه سنگي مي شن (البته باريوسف بيشتر مطالعاتش رو منطقه لوانت و نواحي پيراموني همون منطقه است). تغييرات عمده دوره پارينه سنگي فوقاني ايناس:

۱. توليد سيستماتيك تيغه هاي منشوري

۲. استفاده فراوان از شاخ گوزن و استخوان

۳. تغييراتي در برداشت از سنگ مادر (عقايدي مبني بر استاندارد شدن و تنوعات ريخت شناسي اين دوره وجود دارد)

۴. استفاده از سنگ آسياب و سنگ كوبنده مخصوصاً در شرق مديترانه كه رژيم غذايي گياهي بيشتر بوده

۵. تزئين بدن: شناخت هويت فردي و جمعي (تزئينات شامل مهره ها، صدف و نقاشي مي شه)

۶. انتقال مواد خام در مسافت هاي طولاني (چندين صد كيلومتر)

۷. ابزارهاي شكاري جديد مثل نيزه هاي پرتابي،‌ بعدها تير و كمان و  بومرنگ

۸. هنر ساخت پيكرك، نقاشي و كنده كاري

علاوه بر همه اينا توي دوره پارينه سنگي فوقاني نشانه هايي از تقسيم فضاهاي زندگي، ذخيره سازي مواد و استفاده از سازه هاي گرمازا (سنگي) ديده مي شود.

باريوسف نوشته هايي هم مخصوصاً در مورد فراپارينه سنگي لوانت داره كه بهش مي رسيم.

لینک
شنبه ٢۸ مهر ،۱۳۸٦ - مژگان

   فراپارينه سنگی (ميان سنگی)   

فراپارينه سنگی (Epipalaeolithic) يا ميان سنگی (Mesolithic) يا عصر حجر ميانه اصطلاحی است که به دوره حد فاصل دوران پارينه سنگی و دوران نوسنگی داده اند. در اين دوره زمينه هاي لازم براي وقوع تحولات نوسنگي فراهم مي شود. محدوده زمانی این دوره در مکان های مختلف متفاوت است، اما ويژگی هايی وجود دارد که هر گاه در استقرارهای کشف شده ای آنها را مشاهده کنيم نتيجه می گيريم استقرارهای متعلق به دوران ميان سنگی هستند. این ويژگی ها عبارتند از:

1. تلاش برای ذخيره مواد غذايی: در دوران پارينه سنگی در انسان ها به ندرت خصيصه «آينده نگری» در زمينه خورد و خوراک دیده می شود؛ اما در دوران ميان سنگی شاهد ذخيره مواد غذايی، هر چند به صورت محدود و در بعضی موارد نامحسوس هستيم. این فرايند در مورد مواد غذايی گياهی به صورت انبار کردن (منظور از انبار کردن کنار گذاشتن هدفمند مواد غذايی و جمع کردن آنها در ظروف سفالينه و سازه های معماری نيست، چه در این دوران اساساً همچين چيزهايی اختراع نشده است؛ منظور از ذخيره کردن این است که انسان هر آنچه را که دم دست اوست نمی خورد و آنچه را باقی مانده بگذارد و برود، بلکه مقداری را برای آينده نه چندان دور با خود نگه می دارد) و در مورد حيوانات به صورت شکار انتخابی صورت می گیرد. منظور از شکار انتخابی اين است که شکارگر دوره ميان سنگی، آگاهانه از شکار حيوانات در سنين بارداری خودداری می کند تا مانع ازدیاد نسل شکار نگردد. مازادی که در نتيجه ذخيره در اختيار انسان قرار می گيرد از شرايط لازم، اما نه کافی، برای گذر به دوران نوسنگی است.

2. ابزارهای متفاوت از دوره پارينه سنگی: به طور کلی در سير تحولی ابزارسازی انسان هر چقدر جلوتر می آييم تکامل ابزارها بيشتر می شود. مهم ترین ويژگی سنگ ابزارهای دوره ميان سنگی ترکيبی بودن آنهاست که ظهور این ويژگی را به بارزترین وجه در اختراع داس با استفاده از ريزتيغه هایی داريم که در دسته های استخوانی جاسازی می شوند (اشاره به داس نشانگر کشت غلات در این دوره نيست، بلکه از داس برای بريدن گياهان وحشی استفاده می شود). در زمينه شكار احتمالاً در اين دوره انسان شروع به استفاده از تير و كمان كرده است. از دیگر مصنوعات سنگی که در اين دوره به آن برمی خوریم سنگ ساب هايی است که برای ساييدن دانه های گياهی وحشی و مواد رنگی از آنها استفاده می شود (جيمز ملارت معتقد است كه در خاور نزديك دوره فراپارينه سنگي از 10 تا 9 هزار سال ق.م. مرحله گذر از شكارگري به گردآوري غذا بوده كه در اين دوره اثري از سنگ ساب نيست؛ اما پس از آن از 9 تا 7 هزار سال ق.م. دوره آغاز نوسنگي (Proto-Neolithic) است كه مرحله گذر از گردآوري غذا به توليد غذا بوده و در اين دوره است كه انسان از سنگ ساب ها براي ساييدن غلات استفاده مي كند؛ البته لازم به ذكر است كه در همين منطقه خاور نزديك نيز پايان دوره فراپارينه سنگي كاملاً يكسان نيست و در برخي مناطق تا 4000 سال ق.م. طول مي كشد).

فرا پارينه سنگي: شكارگري گردآوري غذا

آغاز نوسنگي: گردآوري غذا توليد غذا

3. در زمينه سکونتگاه و استقرار شاهد طولانی تر شدن دوره های استقرار انسان ها در يک مکان هستيم که نهايتاً در دوره نوسنگی به شکل گيری سازه های معماری می انجامد.

4. در رژيم غذايي دوره فراپارينه سنگي شاهد اضافه شدن حيوانات كوچك به ليست غذايي انسان ها هستيم. در واقع يكي از نظراتي كه درباره ظهور دوره فراپارينه سنگي و پس از آن نوسنگي وجود دارد اين است كه در پايان عصر يخبندان در 12000 سال قبل به دليل عقب نشيني يخبندان ها به سمت شمال كره زمين حيوانات عظيم الجثه در منطقه خاور نزديك از بين رفتند و از رژيم غذايي انسان ها حذف شدند، در نتيجه انسان ها به شكار حيوانات كوچك تر و گردآوري غلات وحشي و ماهيگيري روي آوردند. اين تغيير در رژيم غذايي مهم ترين عامل تغييرات بعدي است كه منجر به دوره فراپارينه سنگي و نهايتاً نوسنگي شد (به نظريات موجود در زمينه ظهور دوره نوسنگي بعداً اشاره مي شود).

به طول كلي در منطقه خاور نزديك دوره فراپارينه سنگي عبارتند از:

  1. فرهنگ كباران (Kebaran) متعلق به 10 هزار سال ق.م. در لوانت (عمدتاً فلسطين و لبنان) كه سايت شاخص آن Ain Gev (I) است.
  2. بل باشي (Belbasi) در سواحل مديترانه آناطولي و جنوب غرب آنتاليا
  3. فرهنگ زارزي در زاگرس: در ايران دوره ميان سنگی را در محدوده زمانی 16000 تا 12000 سال قبل قرار می دهند. در سال 1928 که دوروتی گارود (Dorothy A. Garrod) در پناهگاه سنگی زارزی در کردستان عراق به کاوش پرداخت، فرهنگ ابزارسازی «زارزی» به صورت شناخته شده درآمد و بعدها این فرهنگ را به عنوان فرهنگ پارينه سنگی منطقه جنوب غرب آسیا پذيرفتند. در زارزی بعد از دوره نشانگر فرهنگ اوريگناسی، 6 لايه فرهنگی را ارائه می دادند که به نام همان محل معروف شد. بعدها قانم وهيبه (Ghanim Wahiba) در 1971 در زارزی کاوش نمود. لايه 2B غار شنيدار را نيز متعلق به همين فرهنگ مي دانند كه بر اساس آزمايشات كربن 14 متعلق به 10 تا 9 هزار ق.م. است.
  4. از مهم ترين فرهنگ هاي معرف دوره فراپارينه سنگي در خاور نزديك «ناتوفيان» است كه به عنوان فرهنگ بلافاصله قبل از كشاورزي در منطقه لوانت شناخته شده است. این فرهنگ را برخاسته از فلسطین می دانند. خانم گارود در فلسطين تحقيقات فراواني در مورد اين فرهنگ انجام داده اند. در این فرهنگ سازه های استقراری به صورت سازه های خشتی و چینه نبوده، بلکه یا سازه های سنگ چین هستند یا استقرار در غارها بوده است. در این فرهنگ حیوانات اهلی نداریم، غلات به صورت وحشی درو می شوند، مواد غذایی در انبارک ها ذخیره می شوند، ماهیگیری جزء راه های امرار معاش مردمان است و در میان آثار آنها به اشیاء هنری و تزئینی بر می خوریم. نمونه های این فرهنگ در لایه III عین ملاحه، تحتانی ترین لایه جریکو، غارهای Kebara, Shuqba, Erq el-Ahmar و تراس های Wadi Fallah و el Wad دیده می شود. لازم به ذکر است که عده ای از جمله جیمز ملارت فرهنگ ناتوفیان را متعلق به دوران آغاز نوسنگی (Proto-neolithic) می دانند. به این فرهنگ در بخش «نوسنگی» نیز می پردازیم.

استقرارهای معرف فراپارينه سنگی در ايران عبارتند از:

1. غار خر: غار خر در كرمانشاه واقع شده و حدود 27 متر عمق دارد. اين غار از محدود استقرارگاه هايی است که از سطح تا عمق 15/5 نشانگر فرهنگ های موستری، برادوستی، زارزی و نوسنگی بدون وقفه است.

2. غار وارواسی: در اين غار کرمانشاه، که بروس هو آن را حفاری کرده است، بين لايه های برادوستی و زارزی وقفه ای وجود ندارد. از سطح تا عمق 3 متری اين غار نشانگر فرهنگ های برادوستی و زارزی و از عمق سه متر تا پنج و نیم متر نشانگر فرهنگ موستری بوده است. در اين غار بقايای استخوان حيوانات شکاری مانند گورخر، بزکوهی، بز، گوسفند، گراز وحشی، کفتار، موش کور و خرگوش به دست آمده است. معتقدند اين غار محل استقرار موقت و فصلي شكارورزان بوده است.

3. پاسنگر: متعلق به 10 هزار سال قبل از ميلاد

4. غار مارروز: اين غار به علاوه سه غار بعدي هر سه در منطقه هوليلان لرستان واقع شده و توسط پدر مورتنسن (P. Mortensen) مورد بررسي قرار گرفته اند. مشخصه فرهنگ هاي فراپارينه سنگي كه در هوليلان كشف شده اند فراواني تيغه هاي فاق دار و خراشنده هاي انتهايي در ميان سنگ ابزارهاست. هر چهار مورد كمپ هاي فصلي شكارگران بوده اند كه نزديك منبع آب واقع شده اند. در مارروز سه لايه تشخيص داده شده كه تحتاني ترين لايه معرف فرهنگ زارزي بوده است.

5. غار مارگورگالان سراب: در تحتاني ترين لايه هاي اين غار آثار برادوستي و بر روي آن آثار زارزي كشف شده است. روي بقاياي زارزي آثاري از سقف فروريخته غار ديده شده كه بر روي آن سفالينه هاي پارت و ساساني قرار داشته اند.

6. درمار

7. غار گوگل

8. حوزه رودخانه کر در مرودشت فارس: آثار فراپارينه سنگي اين منطقه را كه در غارها و پناهگاه هاي سنگي مختلف بوده اند، ميكائيل روزنبرگ شناسایی نموده است.

9. غار کونجی: در کاوش های 1969 جان اسپت در اين غار ظاهراً به بقايايی از دوران ميان سنگی برخورد شده است.

10. کوهدشت لرستان

11. دره هوليلان

12. غار علی تپه: اين غار را كه در مازندران قرار دارد چارلز مك برني در سال 1346 (1967) حفاري كرده و در آن فرهنگي «شبه زارزي» تشخيص داده است كه تا حدود 9000 ق.م. ادامه يافته است.

13. غار کمربند: اين غار كه در استان مازندران، در جنوب جاده فيروزكوه - گرگان واقع شده بيش از 6 متر عمق دارد و داراي استقرارهايي متعلق به حدود 10 هزار سال قبل و بعد از آن است. از 28 لايه استقراري كه كارلتون كوون در كاوش هاي سال 1328 (1949) تشخيص داد، تعدادي از لايه هاي تحتاني متعلق به دوره فراپارينه سنگي بوده است؛ در اين لايه هاي بقايايي از شكارگراني به دست آمده كه در مراحل كاملاً ابتدايي اهلي كردن بز بوده اند.

14. هوميان II

15. غار كونجي: در حفاري هاي سال 1342 (1963) هول و فلانري در اين غار استان لرستان در عمق 1 تا 3/1 متري به بقايايي از دوره فراپارينه سنگي برخورد شد. بعدها در سال 1348 (1369) جان اسپت در اين غار به حفاري پرداخت.

 

ميان سنگي در شمال غربي اروپا از حدود 8000 تا 2500 ق.م. ادامه پيدا مي كند و شامل سه دوره Preboreal, Boreal, Atlantic است. نمونه سايت هاي فراپارينه سنگي در اروپا استار كار (Star Carr) در بخش سيمر (Seamer) در يورك شاير (Yorkshire) انگلستان است كه گراهام كلارك در سال 1950 در آن حفاري كرده است. در اين سايت كه استقرارگاهي كنار دريا و متعلق به ماهيگير – شكارورزان بوده درختان قان را عمداً براي آماده كردن محل سكونت انداخته بودند؛ آنها همچنين براي استفاده از صمغ اين درخت پوست آن را مي كنده اند. اين سايت متعلق به دوره Preboreal است.

برخي از سايت هاي معرف استقرارهاي دوره فراپارينه سنگي در خارج از ايران عبارتند از:

1. غارهاي كرمل (Carmel) در فلسطين

2. غارهاي كارايين (Karain) و اوكوزيني (Okuzini) در تركيه كه آثار هنري سنگي و استخواني متعلق به دوره پارینه سنگی فوقانی / فراپارينه سنگي از آنها به دست آمده است.

3. غار Kum Bucagi در تركيه داراي هنر صخره اي (كنده كاري و نقاشي) متعلق به دوره هاي پارينه سنگي، فراپارينه سنگي و نوسنگي

4. غار پالانلي (Palanli) در تركيه كه نقاشي هاي ديواري متعلق به دوره فراپارينه سنگي از آن به دست آمده است.

5. غار جبل (Djebel) در غرب تركمنستان و شرق درياي مازندران

6. Grimaldi، Arene Candide، Grotta Romanelli و Murgie Baresi در ایتالیا

 

متخصصان دوره فراپارينه سنگي اكثراً افرادي هستند كه در دوره نوسنگي يا پارينه سنگي هم تخصص دارند.

 

در اين نوشتار از منابع زير استفاده شده است:

فارسي

ملك شهميرزادي، صادق، 1378

«ايران در پيش از تاريخ: باستان شناسي ايران از آغاز تا سپيده دم شهرنشيني»، تهران: سازمان ميراث فرهنگي كشور (چاپ دوم: 1382)

اسميت، فيليپ، 1375

«گزارش مقدماتي حفاري در غار خر و تپه گنج دره كرمانشاه»، ترجمه فريدون بيگلري، سامان حيدري، پيك بيستون، ضميمه مجله آوينه، شماره: 26 و 27، صص. 114 – 112

 

لاتين

Ananimus, 1951

"University Museum Excavations in Iran, 1949", Archaeology, Vol. 4, no. 2, pp. 116 – 8

Anati, E., 1968

"Anatolia's Earliest Art", Archaeology, Vol. 21, pp. 22 – 35

Clark, G., 1951

"Excavations of the Mesolithic Site of Starr Carr, Yorkshire, 1949 – 1950", Archaeology, Vol. 4, no. 2, pp. 66 – 70

Hesse, B., 1989

"Paleolithic Faunal Remains from Ghar-I Khar, Western Iran", Early Animal Domestication and its Cultural Content, MASCA, University of Pennsylvania, Philadenphia, pp. 38 – 40

Mellaart, James, 1965

"Earliest Civilizations of the Near East", Thames and Hudson, London

Mellaart, James, 1975

"The Neolithic of the Near East", Thames and Hudson, London

Mortensen, P., 1975

"Survey and Soundings in Holailan Valley in 1974", Proceedings of the IIIrd Annual Symposium on Archaeological Research in Iran, Tehran 1974, F. Bagherzadeh (ed.), Tehran, Iranian Center for Archaeological Research, pp. 1 – 12

Speth, John D, 1971

"Kunji Cave", Iran, Vol. IX, pp. 172 – 173

Smith, Philip, E. L., 1967

"Ghar-I Khar", Iran, Vol. V, pp. 138 – 9

 

لینک
چهارشنبه ٢٤ خرداد ،۱۳۸٥ - مژگان

   پارینه سنگی در ایران   

پارینه سنگی در ایران

ادوار پارینه سنگی در ایران نیز تقریباً منطبق بر پارینه سنگی دنیاست:

پارینه سنگی قدیم:             قبل از ۲۵۰۰۰۰سال قبل

پارینه سنگی میانه:             ۲۵۰۰۰۰تا حدود ۴۰۰۰۰سال قبل

پارینه سنگی جدید:            ۴۰۰۰۰تا ۱۲۰۰۰سال قبل

پارینه سنگی قدیم:

هنوز به درستی مشخص نشده که اولین ساکنان ایران دقیقاً از کجا وارد این سرزمین شده و آثار آنها را دقیقاً در کدام محل باید جستجو نمود. تنها بر اساس بقایای سنگی باقی مانده و گونه آنها برخی از سایت ها را پارینه سنگی قدیم منسوب کرده اند. این دوره در تعداد محدودی از سایت های ایران کشف شده است که البته صحت این کشفیات تا حد زیادی مورد تردید است:

نام سایت                        موقعیت          کاشف                 سال کشف

کشف رود                      خراسان           آریایی و تیبالت (1)     ۱۳۵۴

لادیز                         سیستان و بلوچستان            هیوم (۲)                       

کاگیا                              کرمانشاه

گنج پر                               گیلان                     بیگلری(۳)         ۱۳۸۰

مثلث تبریز- مراغه – زنجان   آذربایجان        هند صادق کوروس (۴)   ۱۳۵۲

قوری گل (؟)                          آذربایجان

محوطه امرمردگ (؟)           ایلام                       بیگلری               ۱۳۷۷

تنگ خزاق  (؟)                  کاشان                   بیگلری                 ۱۳۸۱

پل باریک                          لرستان                    مورتنسن                    ؟

پارینه سنگی میانه:

تعداد نسبتاً زیادی از سایت ها در ایران، خصوصاً منطقه لرستان و کرمانشاه قابل انتساب به این دوره هستند:

نام سایت                موقعیت             کاشف                        سال کشف

غار خر                  کرمانشاه         اسمیت (۵)       

غار تمتمه              آذربایجان                    

غار وارواسی          کرمانشاه       بریدوود (۶) و هیوم              ۳۸ – ۱۳۲۸

غار قمری                لرستان          هول (۷) و فلانری (۸)            ۱۳۴۰

غار کونجی              لرستان                فیلد (۹)                     ۱۳۲۷

غار ارجنه                لرستان             هول و فلانری                ۱۳۴۰

هومیان 1                لرستان           مک برنی (۱۰)                    ۱۳۴۶

غار کیارام                گلستان            مک برنی

غار خونیک               خراسان

بردسپید                  لرستان               مک برنی                     ۱۳۴۶

غار بیستون             کرمانشاه         کارلتون کوون (۱۱)              ۱۳۲۶

جنوب شرق شیراز    فارس                     ویلیام سامنر (۱۲)        ۱۳۴۶

حوزه مسیله                  قم         صادق ملک شهمیرزادی            ۱۳۷۱

اشکفت گاوی                 فارس             میشل روزنبرگ (۱۳)       ۱۳۵۵

غار شکارچیان             کرمانشاه             کوون

غار مرتاریک                 کرمانشاه            بیگلری                      ۱۳۷۹

غار مرآفتاب              کرمانشاه            بیگلری                          ۱۳۷۹

غار مردودر               کرمانشاه            بیگلری                     ۱۳۷۹

پناهگاه سنگی گچی  لرستان بیگلری/حیدری(۱۴)/روستایی(۱۵)/وحدتی نسب(۱۶) ۱۳۷۹

غار قبه            کرمانشاه                   بریدوود                      ۱۳۸۰

غار دو اشکفت     کرمانشاه              بیگلری/حیدری                 ۱۳۷۹

فین کوچک                 کاشان            بیگلری                           ۱۳۸۱

لازم به ذکر است که از میان این سایت ها، در هومیان 1 و بردسپید، نقاشی های دیواری و در غار شکارچیان و اشکفت گاوی بقایای استخوان های انسان به دست آمده است.

پارینه سنگی جدید:

پارینه سنگی فوقانی در ایران را بر اساس فرهنگ ابزارسازی این دوره در ایران، به دو گونه فرهنگی تقسیم نموده اند: زارزی و برادوستی که البته هر دو بر اساس مشاهدات و مطالعات منطقه زاگرس تشخیص داده شده اند. از این دو فرهنگ گویا برادوستی مقدم بوده و زارزی از لحاظ زمانی پس از آن قرار می گیرد، البته در این مورد نمی توان با اطمینان مطلق اظهار نظر نمود. در برخی سایت های پارینه سنگی جدید ایران هر دو فرهنگ دیده می شود و در برخی تنها یکی از آنها موجود است. فرهنگ برادوستی را «اوریناسی زاگرس» نیز می نامند.

نام سایت                فرهنگ         موقعیت     کاشف                               سال کشف

غار مردودر                  ز               کرمانشاه   بیگلری                     ۱۳۷۹

غار مرکولیان             ب               کرمانشاه   بیگلری                     ۱۳۷۹

غارمردالان                  ب             کرمانشاه   بیگلری                      ۱۳۷۹

غار پاسنگر (؟)            ب،ز           لرستان     هول وفلانری              ۱۳۴۱

پناهگاه سنگی خضر(؟)   ب          لرستان      بیگلری/حیدری/روستایی/وحدتی نسب          ۱۳۷۹

گیلوران                      ب             لرستان     بیگلری/حیدری/روستایی/وحدتی نسب          ۱۳۷۹

تنگ باریکه(؟)              ب           لرستان     بیگلری/حیدری/روستایی/وحدتی نسب          ۱۳۷۹

تنگ سیه (؟)               ب          لرستان      بیگلری/حیدری/روستایی/وحدتی نسب          ۱۳۷۹

سرخه لیزه                 ب             لرستان     بیگلری/حیدری/روستایی/وحدتی نسب          ۱۳۷۹

قلعه عسگر(؟)            ب،ز           دماوند        عنایت الله امیرلو                      ۱۳۶۸

لادیز(؟)                      ب،ز           سیستان  هیوم

غار خر (؟)                  ب،ز          کرمانشاه   فیلیپ اسمیت

غار وارواسی               ب،ز          کرمانشاه   بریدوود و هیوم            ۳۸-۱۳۲۸

غار ارجنه                   ب            لرستان                      هول و فلانری              ۱۳۴۰

غار یافته                    ب            لرستان                      هول و فلانری              ۱۳۴۰

تپه سفیدآب               ب            کاشان       بیگلری                          ۱۳۸۱

غار بیستون (؟)          ب،ز          کرمانشاه   کارلتون کوون             ۱۳۲۶       

ب = برادوستی، ز= زارزی

در مورد ویژگی های ابزارسازی که مهم ترین عامل شناسایی در شناخت دوره سایت های کشف شده محسوب می شود در بخش «شناخت ابزارهای سنگی» توضیحاتی ارائه خواهد شد.

1. C. Thibault

2. G. W. Hume

3. فریدون بیگلری

4. Hind Sadek Kooros

5. Philip Smith

6. Robert Braidwood

7. Frank Hole

8. Kent V. Flannery

9. Henry Field

10. C. B. M McBurney

11. Carlton Coon

12. William Sumner

13. Michael Rosenberg

14. سامان حیدری

۱۵. کوروش روستایی

۱۶. حامد وحدتی نسب

* در نوشتار حاضر از منابع زیر استفاده شده است:

الف) فارسی

اسمیت، فیلیپ

1375  «گزارش مقدماتی حفاری در غار خر و تپه گنج دره»، ترجمه فریدون بیگلری و سامان حیدری، پیک بیستون، ضمیمه مجله ئاوینه، شماره 26 و 27، صص 114 – 112

امیرلو، عنایت الله

1369  «کاوش در دماوند»، مجله باستان شناسی وتاریخ، شماره پیاپی 8 و9، ص 90

بیگلری، فریدون

1377  «غار شکارچیان و کهنترین بقایای انسانی کشف شده در ایران»، اطلاعات علمی، سال دوازدهم، شماره 8، صص 35 – 34

1379  «گزارش مکان های نویافته دیرینه سنگی در بیستون»، مجله باستان شناسی و تاریخ، سال چهاردهم، شماره دوم، صص 60 – 50

بیگلری، فریدون و کمال طاهری

؟        «کشف بقایای دیرینه سنگی فوقانی در غارهای مرکولیان و مردلان، روانسر» در مجموعه مقالات باستان شناسی، جغرافیا و زمین شناسی و فرهنگ منطقه روانسر، کمال طاهری، کرمانشاه: انتشارات طاق بستان، صص 28 – 7

بیگلری، فریدون و حسین عبدی

1379  «گزارش بررسی مقدماتی پناهگاه صخره ای خل وشت در منطقه عمارلو – گیلان»، مجله باستان شناسی و تاریخ، سال پانزدهم، شماره اول و دوم،صص72– 68

بیگلری، فریدون، کوروش روستایی، سامان حیدری و حامد وحدتی نسب

1380  «گزارش مقدماتی بررسی باستان شناختی محوطه های پارینه سنگی استان لرستان، زمستان 1379»، مجله باستان شناسی و تاریخ، سال شانزدهم، شماره اول، صص 64 – 46

مینزونی دروش، آنجلا

1378  «دوره های پارینه سنگی میانی و جدید در منطقه توروس و زاگرس»، ترجمه فریدون بیگلری، آثار (نشریه هسته علمی دانشجویان باستان شناسی دانشگاه تهران)، شماره 1، صص. 24 – 19

ب) لاتین

 

Bewley, R. H.

1984  "The Cambridge University Archaeological Expedition to Iran, 1969", Iran, Vol. 22, pp. 1 – 38

Biglari, F & Heidari, S.

2001  "Do-ashkaft: A Recently Discovered Mousterian Cave Site in the Kermanshah Plain, Iran", Antiquity, Vol. 75, September, pp. 487 – 8

Biglari, F & Heidari, S. & Shidrang, S.

2004  "Ganjpar: the First Evidence for Lower Palaeolithic Occupation in the Southern Caspian Basin, Iran", Antiquity, vol. 78, No. 302

Biglari, F. & Nokandeh, G. & Heidari, S.

2000  "A Recent Find at a Possible Lower Palaeolithic  Assemblage from the Foothills of the Zagros Mountain", Antiquity, Vol. 74, pp. 749 – 750

Braidwood, R.  & Hume, B. & Reed, Ch.

1961  "The Iranian Prehistoric Project", Science, Vol. 133, pp. 2008 – 2010

Dibble, H.

1984  "The Mousterian Industry from Bisitun Cave, Iran", Paleorient, vol. 18, pp. 23 – 34

Malek Shahmirzadi, Sadegh

1994  "A Middle Palaeolithic Scraper from the Masile Basin Near Tehran", Paleorient, Vol. 20/1, pp. 123 – 5

McBurney, C. B. M.

1970  "Palaeolithic Excavation in Zagros Area", Iran, Vol. 8, pp. 185 – 186

Mortensen, Peder,

1993, "Paleolithic and Epipaleolithic Sites in the Hulailan Valley, Northern Lursitan", in The Paleolithic Prehistory of the Zagros-Taurus", edited by D. I. Olszewski and H. L. Dibble, The University Museum, University of Pennsylvania, pp. 159 - 186

Piperno, M.

1972  "Jahrom, a Middle Palaeolithic Site in Fars, Iran", East and West, No. 22, PP. 183 – 197

1974  "Upper Palaeolithic Caves in Southern Iran, Preliminary Report", East and West", No. 24, pp. 9 – 13

Rousenberg, Michael

1985  "Report on the 1978 Sondage at Eshkaft-e Gauve", Iran, Vol. 23, pp. 51 – 62

Roustaei, K & F. Biglari & S. Heidari & H. Vahdatinasab

2002  "New Research on the Palaeolithic of Luristan, West Central Iran", Vol. 76, No. 291

Sadek Kooros, H.

1974  "Paleolithic Culture in Iran", Proceeding of the IInd Annual Symposium on Archaeological Research in Iran, Tehran 1973., F. Bagherzadeh (ed.), Iran Center for Archaeological Research, Tehran, PP. 53 – 65

1976  "Early Homonid Traces in East Azarbaijan", Proceeding of the IVth Annual Symposium on Archaeological Research in Iran, Tehran 1975., F. Bagherzadeh (ed.), Iran Center for Archaeological Research, Tehran, pp. 1–10

Smith, Philip

1967  "Ghar-I-Khar and Ganj-I-Dareh", Iran, Vol. 5, pp. 138 - 139

Speth, J.

1971  "Kunji Cave", Iran, Vol. 9, pp. 172 - 173

Young, T. C. Jr. & Philip E. L. Smith

1966  "Research in the Prehistory of Central Western Iran", Science, Vol. 153, pp. 386 – 91

لینک
دوشنبه ۱ خرداد ،۱۳۸٥ - مژگان

   صنايع سنگی   

بخشی از مطالبی که در اين نوشتار آمده از آدرس زير ترجمه شده:

www.hf.uio.no/iakk/roger/lithic

اما بيشتر اين مطالب از يه مجموعه ترجمه شده که آقای فريدون بيگلری به من داده بودند، ولی ارجاع دقيقش رو الان ندارم، هر وقت پيدا کردم می ذارم.

 

صنایع سنگی (اعصار سنگی)

 

1. روش ها (technology)

برای تبدیل یک قطعه سنگ (Nodule) از هر جنسی به یک ابزار مراحل زیر باید طی شود:

الف) جدا کردن پوسته سنگ (Cortex) از اطراف آن با ضربات که درنتیجه این عمل آنچه ازسنگ بدون پوسته باقی می ماند سنگ مادر(Core)و قطعاتی که با آنها پوسته از سنگ جدا شده تراشه های آماده سازی(preparative flakes) نامیده می شوند.

در تراشه سازی هنگام جداکردن کورتکس، در نزدیک محل ضربه، در وجه داخلی تراشه (پشت وجه کورتکس دار) یک قلمبگی ایجاد می شود(Bulb of Percussion)، از روی همین قلمبگی و از روی خطوطی که به موازات هم شبیه مدارهایی از مکان وارد آوردن ضربه به سمت انتهای تراشه در جای تراشه جدا شده روی سنگ مادر(Scar) دیده می شوند(Ripples) می توانیم جهت ضربه را مشخص کنیم.

ب) ساخت ابزار مورد نظر از سنگ مادر با جدا کردن قطعات مناسب مثل تراشه ها (Clear flakes)، تیغه ها (Blades) و...؛ در دوران های اولیه ی ساخت ابزارهای سنگی، در این مرحله آن قدر قطعات مختلف را از سنگ مادر جدا می کردند تا بالاخره تصادفاً از بین قطعات جدا شده به قطعه ای که به نظرشان مناسب می آمده برسند، اما در پارینه سنگی میانه، موفق شدند از همان ابتدا طرح ابزار مورد نظررا درذهن داشته باشند وبا توجه به آن ابزاررا ازابتدا با طرح قبلی به همان صورتی که می خواهند در آورند (تکنیک لوالوا). در این تکنیک معمولاً اندازه تراشه برابر با تمام سطح سنگ مادری است که می خواهیم به دست آوریم.

منظور از سکوی ضربه روی سنگ مکانی است که باید ضربه مناسب به آن وارد آید و تراشه جدا شود. سکوی ضربه انواعی مثل ساده، قطع شده، محدب و دو سطحی دارد.

ج) شکل دادن و پرداخت های بعدی به ابزار مورد نظر که عمدتاً شامل رتوش ابزار می شود. منظور از رتوش جدا کردن قطعات ریز از لبه های ابزار است که به منظورهای متفاوتی انجام می گیرد. انواع رتوش به صورت نردبانی، پله پله ای، عمودی یا پرشیب، سلوتری (تخت موازی) است.

ساخت سنگ ابزارها عملی کاهشی(Reductive) است و در واقع قطعات از سنگ مادر برداشته (Debitage) می شوند.

گاهی در برخی ابزارها شکاف هایی (Notch) دیده می شود که یا از طریق رتوش ایجاد شده یا با تراشه برداری، این شکاف ها در اکثر موارد کاربردی هستند.

جدا کردن قطعات از سنگ مادر به دو روش مستقیم و غیر مستقیم انجام می شود، در روش مستقیم سازنده ابزار سنگ مادر را در یک دست و سنگ چکش را در دست دیگر می گیرد و مستقیما با چکش به سنگ مادر ضربه وارد می کند. چکش ممکن است از جنس سنگ سخت یا از جنس های نرم تر مثل استخوان یا چوب بوده باشد و اخیراً ادعا شده که می توان از روی نشانه هایی نوع چکش ضربه زننده را مشخص کرد. اما در روش غیرمستقیم یا از سندان استفاده می کنند یا در وارد آوردن ضربه به سنگ مادر از یک واسطه بهره می گیرند.

در یک تقسیم بندی تمامی ابزارها را به چهار دسته دووجهی، ورقه ای، تیغه ای و ریزتیغه ای تقسیم می کنند.

 

2. گونه شناسی (Typology)

انواع ابزارهای سنگی از این قرارند:

الف) تراشه ها: گفتیم که اگر تراشه ها کورتکس دار باشند و از قطعه سنگ اصلی (Nodule) جدا شده باشند، تراشه های آماده سازی (preparative flakes) و اگر از سنگ مادر (Core) جدا شده باشند، تراشه های خالص (Clean flakes) نامیده می شوند. تقسیم بندی دیگر در مورد تراشه ها شکل آنهاست که به تراشه های مستطیلی و مثلثی  تقسیم می شوند. منظور از تراشه های مثلثی عمدتاً تیزه هایی (Points) است که با تکنیک لوالوا ساخته می شوند.

ب) تیغه ها: تیغه تراشه ای است که طولش بیش از دو برابر عرضش باشد.

ج) ساطورها: ساطورها بر دو نوع هستند، در یک نوع (Chopper) تنها با جدا کردن تراشه هایی از بخش فوقانی یک سنگ مادر ساطور را می سازند و یک طرف سنگ اصلی دست نخورده باقی می ماند، اما در نوع دیگر (Chopping) هم از بالا و هم از پایین سنگ مادر تراشه هایی بر می دارند. نوع دیگر ساطور (Cleaver) شبیه تبر است، اما شکل کلی آن بیضوی و مستطیلی با لبه ای ساطوری است.

د) تبرهای دستی: انواع تبرهای دستی به صورت خشن وساده، قلبی شکل (نازک)، الماسی (ضخیم)، بیضوی،دیسکی،نیزه ای و مثلثی هستند. تبرهای دستی عمدتاً شکلی مثل تخم مرغی دارند که یک طرف آن کشیده شده و معمولاً لبه های آنها رتوش دارد.

هـ) ابزارهای دیسه ای (Limace)

و) انواع خراشنده ها: خراشنده ها ابزارهایی هستند که یک یا دو طرف یا دور تا دور آنها رتوش شده و بر اساس اینکه کدام بخش و کدام طرف رتوش شده به انواع مختلفی تقسیم می شوند. نوعی از خراشنده نیز به خراشنده متقاطع (Transverse Scraper) معروف است که عرض آن از طول آن بیشتر است.

ز) اسکنه ها: اسکنه ابزاری است که یک تیغه کوچک از آن جدا شده و محل ضربه ای که تیغه کوچک از آن جدا شده به صورت نوک تیز درآمده و کاربرد یافته است. ضربه ای را که تیغه مذکور توسط آن جدا شده اصطلاحاً ضربه اسکنه (Burin Blow) و تیغه جدا شده را قطعه اسکنه (Burin Spall) می نامند. اسکنه ها بر حسب اینکه چند تیغه و از کدام بخش آنها جدا شده است به انواعی تقسیم می شوند.

ح) درفش ها: درفش تیزه کشیده ای است که از یک تراشه یا تیغه ساخته شده و لبه های آن رتوش دارد. برخی تنها تفاوت درفش با اسکنه را در این می دانند که در اسکنه ها با برداشت تیغه یک نوک تیز به دست می آورند، اما در درفش ها با رتوش نوک تیز ایجاد می کنند.

ت) چاقوها: چاقوها معمولاً کول دارند (کول بخش پشتی چاقوست که نسبتاً برآمده است). کول ممکن است از کورتکس باقی مانده باشد یا اینکه چاقو از سنگ مادر بدون پوسته جدا شده باشد.

ی) تیزه ها: تیزه های لوالوا خود به دو دسته اولیه و ثانویه تقسیم می شوند. تیغه های اولیه ابتدا جدا می شوند و سپس از همان بخش سنگ تیغه های ثانویه برداشت می شوند، طوری که جای تیغه های اولیه به طور معمول روی تیغه های ثانویه دیده می شود.

ک) ریزتیغه ها: معمولاً ریزتیغه را ابزاری می دانند که اندازه آن 1×5 سانتی متر بیشتر نیست. ریزتیغه بر اساس شکلی که دارند تقسیم بندی می شوند.

ل) تیشه ها

م) داس ها

ن) سرپیکان ها و سرنیزه ها: این دسته از ابزارها معمولاً دم دارند تا بتوان آنها را به پیکان یا نیزه وصل کرد. برخی از آنها نیز خاردار (Barbed) هستند.

ف) چکش ها: ابزارهایی که برای وارد آوردن ضربه استفاده می شده اند.

ر) سوراخ کن ها

ش) مته ها

ت) خنجرها

 

3. دوره های صنایع سنگی

الف) پارینه سنگی تحتانی

در این دوره ساطورها و انواع تبرهای دستی و تراشه های معمولی رواج دارند. اکثر ابزارهای آشولین را دووجهی می دانند. کناره های تبرهای دستی آشولین را با کوبنده های چوبی شکل می داده اند.

ب) پارینه سنگی میانی

دراین دوره ابزارهای لوالوا (تیزه، تراشه، تیغه)، تیزه موستری (تیزه ای که ازرتوش کامل طرفین یک تراشه یا تیغه به دست آمده)، ابزارهای دیسه ای، خراشنده ها، اسکنه ها، درفش ها، چاقوهای کول دار، ابزارهای فاق دار (Notched)،ادامه ساطورهای دوره قبل،ابزارهای دندانه داروتیزه های برگی شکل با رتوش دووجهی رواج دارند. اکثر ابزارهای موستری را ورقه ای می دانند.

معمولاً مجموعه ابزارهایی که متعلق به پارینه سنگی میانه هستند به چهار دسته تقسیم می شوند:

دارای خراشنده های جانبی بیشتر و ابزارهای دندانه دار کمتر (Charentian type – Mousterian)

دارای خراشنده های جانبی کمتر و ابزارهای دندانه دار بیشتر (Typical Mousterian)

دارای تبرهای دستی و چاقوهای فراوان (Mousterian of Acheulian tradition)

دارای خراشنده های جانبی بسیار کم و ابزارهای دندانه دار و فاق دار فراوان (Denticulate Mousterian)

ج) پارینه سنگی فوقانی و فراپارینه سنگی

در این دوره خراشنده ها، اسکنه ها، تیغه ها، تیزه ها و ریزتیغه ها رواج دارند. نکته بسیار مهم در مورد این دوره ایجاد ابزارهای ترکیبی است، به این ترتیب که یک ابزار گاهی چندین کاربرد دارد، مثلاً هم خراشنده است هم اسکنه. اکثر ابزارها هم رتوش خشن دارند و ابزارهایی که یک بخش آنها قطع و پخ شده فراوانند.

فرهنگ های پارینه سنگی فوقانی نیز هر کدام ویژگی های خاصی دارند، مثلاً در فرهنگ اوریگناسی و سلوتری از تیغه ها استفاده زیادی می شود. ابزارهای ماگدالنی را تیغه ای و ریزتیغه ای می دانند و در میان سنگی استفاده از ریزتیغه ها رواج فراوان دارد. معمولاً در پارینه سنگی فوقانی تیغه ها را با ضربه غیر مستقیم جدا می کرده اند.

د) نوسنگی

در نوسنگی و با شروع کشاورزی انواع تیشه ها، سرپیکان های دم دار و فاق دار و خاردار و تیغه های داس رواج می یابند.

 

4. مواد خام

انواع سنگ ها به چند دسته تقسیم می شوند:

الف) سیلیکات ها: در ترکیب این سنگ ها SiO2 فراوان است، مثل کوارتز، کریستوبالیت، چخماق، چرت، سنگ یمانی، عقیق و یشم. سنگ کوارتز بر حسب رنگ به انواع بنفش (Ametyst)، سفید (Milk)، زرد(Catrine)، صورتی (Rose) و دودی (Smoky) و نوعی به نام کریستال سنگی (Rock Crystal) تقسیم می شود.

ب) سنگ های رسوبی: مثل سنگ موزاییکی، گل سنگ، ماسه سنگ، آرکوز، دولومیت، جوش سنگ

ج) سنگ های آذرین: مثل بازالت، گرانیت، ابسیدین، قیرسنگ، گدازه سنگ، دیوریت، دیاپاز، دلریت، سنگ پا

د) متامورف ها یا سنگ های دگرگونی: مثل سنگ متورق، سنگ صابون، کوارتزیت، نیس

هـ) آمورف ها: مثل اپال

و) متفرقه: مثل کهربا

 

5. روش های مطالعاتی

در مطالعات سنگ ها به گونه شناسی، شناخت تکنولوژی ساخت، ماده خام و تشخیص کاربرد ابزار توجه می کنند. یکی از جدیدترین روش ها درزمینه شناخت کاربرد تحلیل سطح سنگ ها(Use Wear Analysis) است(بررسی ریخت سنگ با میکروسکوپ برای تعیین کاربرد آن،علائم استهلاک و شکستگی ها). ازدیگر فعالیت هایی که روی ابزارهای سنگی انجام می شود کنار هم قرار دادن قطعات سنگی است که تصور می شود متعلق به یک سنگ مادر بوده اند و به این ترتیب سنگ اولیه را بازسازی (Refitting) می کنند.

برخی از متخصصین صنایع سنگی عبارتند از:

 

ï               فریدون بیگلری

ï               نیکلاس تت (N. Toth)

ï               اسونسون (E. Swanson)

ï               کرابتری  (D. E. Crabtree)

ï               بورداز (J. Bordaz)

ï               تورنس (R. Torrence)

ï               هایدن (B. Hayden)

ï               اون (L. Owen)

ï               بوردز (F. Bordes)

ï               کاهن (D. Cahen)

ï               هارولد دیبل (H. Dibble)

ï               کان (S. L. Kuhn)

ï               اسپت (J. D. Speth)

ï               پترسون (L. W. Patterson)

 

لینک
دوشنبه ۱ خرداد ،۱۳۸٥ - مژگان